ارتباط با قران هر چند فقط با قرائت باشد

فرزندم ! با قران اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو ، اگر چه با قرائت آن.و راهي از ان به سوي محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثري ندارد كه اين وسوسه شيطان است.

آخر اين كتاب از طرف محبوب است براي تو وبراي همه كس ،و نامه محبوب ؛ محبوب است اگر چه عاشق ومحب ، مفاد ان را نداند و با اين انگيزه ، حب محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت ايد و شايد دستت گيرد.(وعده ديدار-نامه 8/2/1361)

هدف از تلاوت قران

 مطلوب در تلاوت قران شريف آن است كه در اعماق قلب انسان تأثيركند و باطن انسان صورت كلام الهي گيرد،واز مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد.و اشاره به اين فرموده آنجا كه {معصوم}فرمايد:«جوان مؤمن اگر قرائت كند ، قران در گوشت وخون او وارد مي شود.» و اين كنايه از ان است كه صورت قران در قلب مستقر و جايگزين گردد به طوري كه خود باطن انسان ،كلام الله مجيد و قران حميد گردد به اندازه لياقت و استعدادش.

يكي از آداب مهمه قران

يكي از اداب مهمه قرائت قران كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بي شمار نايل كند،«تطبيق» است. آنچنان كه در هر آيه از ايات شريفه كه تفكر مي كند ، مفاد ان را با حال خود منطبق كند ، ونقصان خود را به واسطه ان مرتفع كند و امراض خود را بدان شفا دهد.

مثلا در قضيه شريفه حضرت ادم (ع)ببيند سبب مطرود شدن شيطان از بارگاه قدس با ان همه سجده ها و عبادتهاي طولاني چه بوده ، خود را از ان تطهير كند؛زيرا مقام قرب الهي جاي پاكان است ،با اوصاف و اخلاق شيطاني قدم در ان بارگاه قدس نتوان گذاشت.

از ايات شريفه استفاده مي شود كه مبداء سجده ننمودن ابليس ، خود بيني وعجب بوده كه كوس « انا خير منه خلقتني من نار و خلقته من طين:{من بهتر از اويم ،من را از اتش و او را از گل افريدي.اعراف-12» زد، و اين خودبيني اسباب خود خواهي و خود فروشي_كه استكباراست_ شد...پس مطرود درگاه شد.

مهمترين مانع فهم قران

يكي  از حجب كه مانع از فهم قران شريف و استفاده از معارف و مواعظ اين كتاب اسماني است،حجاب معاصي و كدورات حاصله از طغيان و سركشي نسبت به ساحت قدس پروردگار عالميان است كه قلب را حاجب شود از ادراك حقايق.

وبايد دانست كه از براي هر يك از اعمال يا سيئه چنان چه در عالم ملكوت صورتي است مناسب با ان ، در ملكوت نفس نيز صورتي است كه به واسطه ان در باطن ملكوت نفس، يا نورانيت حاصل و قلب مطهر و منور گردد و در اين صورت نفس چون اينه صيقل صافي گردد كه لايق تجليات غيبيه و ظهور حقايق حقايق ومعارف ان شود ، ويا ملكوت نفس ظلماني و پليد شود ، ودر اين صورت قلب چون اينه زنگار زده و چركين گردد كه حصول معارف الهيه و حقايق غيبيه در ان عكس نيفكند.

(قران از ديدگاه امام خميني-ص103،113،125)