مکتب والا  

مکتب والا 

بخوان آیات بس زیبای قرآن

کلام نغز و روح افزای قرآن
سحر گاهان تلاوت کن به اخلاص
سپس اندیشه در معنای قرآن
بخوان این معجزه وانگر بیاندیش
همین بس شاهد گویای قرآن
شفای آنچه درداست و مصائب
بجوی از مکتب والای قرآن
هدایت آفرین است و سعادت
اطاعت گر کنی فتوای قرآن
همی براهل عصیان و منافق
زیان آرد شگفتیهای قرآن
بلی آثار ذات کبریایی
نمودار است درهرجای قرآن
نگنجد فهم اسرارش به افکار
که بی پایان بود دریای قرآن
بخوان تامی توانی علم تفسیر
ولی کوشش نما اجرای قرآن
خدایا رحمتی فرما به ‹‹ ذوقی ››
شود جوینده و دانای قرآن
 

 
 

شعر

مـگر مـی رفـت استــاد مـهـیـنــه           ‌   خـــری مــی  بــرد بــارش آبـگـیـنـه

یكی گفتش كـه بس آهستـه كـاری          بــدیـن آهستـگی بـر خـــر چـه داری

چـه دارم؟ گفت دل پـر پیــچ دارم          ‌  كـه گـر خـــر مـی بیـفتـد هیــچ دارم

چو پی بر بـاد داردعمر هیـچ است          ببین كین هیچ را صدگــونه پیـچ است

چنین عمری كزو جان تو شاد است    ‌    چـو مـرگ آید به جان تو كه بــاد است

اگــر سـدّ سكنــدر پیـش گیــری           ز وقـت خود نـه پس نـه پـیش میــری

شعری از مولوی

«اَلیَوم نَختم علی اَفواهِهِم و تُكَلّمنا اَیدیهِم و تَشهَدُ اَرجُلُهم بِما كانوا یَـكسِبُون»؛«امروز دهان‌هاشان را مهر و موم می‌كنیم.و دست‌هاشان با ما سخن می‌گویند و پاهاشان بدانچه كرده اند گواهی می‌دهند».

(سورهٔ یس، آیهٔ 65)

از این آیه، جلال الدین مولوی نیز ، اینگونه اثر پذیرفته:

روز محشر هـر نهان پیـدا شود                      هم زخود هر مجرمی رسوا شـود

دست و پا بدهد گواهی با بیـان                      بـر فسـاد او بــه پیش مستـعـــان

دست گویدمن چنین دزدیده‌ام                        لب بگویــد من چنین بوسیـده ام

پـای گوید من شدستـم تـا منـا                        فـرج گویــد مـن بكـردستـم زنـا

چشـم‌گوید كرده‌ام‌غمزهٔ‌حرام                           گوش گوید چیـده‌ام سوءالكـلام

 مثنوی، دفتر پنجم، بیت 2211

چند توصیه از امام خمینی (ره)در مورد قرآن

 

 

ارتباط با قران هر چند فقط با قرائت باشد

فرزندم ! با قران اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو ، اگر چه با قرائت آن.و راهي از ان به سوي محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثري ندارد كه اين وسوسه شيطان است.

 

آخر اين كتاب از طرف محبوب است براي تو وبراي همه كس ،و نامه محبوب ؛ محبوب است اگر چه عاشق ومحب ، مفاد ان را نداند و با اين انگيزه ، حب محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت ايد و شايد دستت گيرد.(وعده ديدار-نامه 8/2/1361)

 

 

 

 

 

هدف از تلاوت قران

 مطلوب در تلاوت قران شريف آن است كه در اعماق قلب انسان تأثيركند و باطن انسان صورت كلام الهي گيرد،واز مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد.و اشاره به اين فرموده آنجا كه {معصوم}فرمايد:«جوان مؤمن اگر قرائت كند ، قران در گوشت وخون او وارد مي شود.» و اين كنايه از ان است كه صورت قران در قلب مستقر و جايگزين گردد به طوري كه خود باطن انسان ،كلام الله مجيد و قران حميد گردد به اندازه لياقت و استعدادش.

 

 

 

 

يكي از آداب مهمه قران

يكي از اداب مهمه قرائت قران كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بي شمار نايل كند،«تطبيق» است. آنچنان كه در هر آيه از ايات شريفه كه تفكر مي كند ، مفاد ان را با حال خود منطبق كند ، ونقصان خود را به واسطه ان مرتفع كند و امراض خود را بدان شفا دهد.

 

مثلا در قضيه شريفه حضرت ادم (ع)ببيند سبب مطرود شدن شيطان از بارگاه قدس با ان همه سجده ها و عبادتهاي طولاني چه بوده ، خود را از ان تطهير كند؛زيرا مقام قرب الهي جاي پاكان است ،با اوصاف و اخلاق شيطاني قدم در ان بارگاه قدس نتوان گذاشت.

 

از ايات شريفه استفاده مي شود كه مبداء سجده ننمودن ابليس ، خود بيني وعجب بوده كه كوس « انا خير منه خلقتني من نار و خلقته من طين:{من بهتر از اويم ،من را از اتش و او را از گل افريدي.اعراف-12» زد، و اين خودبيني اسباب خود خواهي و خود فروشي_كه استكباراست_ شد...پس مطرود درگاه شد.

 

 

 

 

 

مهمترين مانع فهم قران

 

يكي  از حجب كه مانع از فهم قران شريف و استفاده از معارف و مواعظ اين كتاب اسماني است،حجاب معاصي و كدورات حاصله از طغيان و سركشي نسبت به ساحت قدس پروردگار عالميان است كه قلب را حاجب شود از ادراك حقايق.

 

وبايد دانست كه از براي هر يك از اعمال يا سيئه چنان چه در عالم ملكوت صورتي است مناسب با ان ، در ملكوت نفس نيز صورتي است كه به واسطه ان در باطن ملكوت نفس، يا نورانيت حاصل و قلب مطهر و منور گردد و در اين صورت نفس چون اينه صيقل صافي گردد كه لايق تجليات غيبيه و ظهور حقايق حقايق ومعارف ان شود ، ويا ملكوت نفس ظلماني و پليد شود ، ودر اين صورت قلب چون اينه زنگار زده و چركين گردد كه حصول معارف الهيه و حقايق غيبيه در ان عكس نيفكند.

 

 

 

(قران از ديدگاه امام خميني-ص103،113،125)

 

 

 

 

اي روح و فروغ زندگاني

اي روح و فروغ زندگاني



هر سوره آن طنين عشق است و بهار

 

هر جا قسم زمين و ليل است و نهار



راهي است فراسوي بشر تا به خدا

 

قرآن كه آرامش روح است و قرار



هر قطره كز آسمان چكيد باران شده است

 

هر رود به نام او خروشان شده است



هر آيه سبز و روشنش را خواندم

 

روحم چه عجيب عجين قرآن شده بود



اي نور و كتاب آسماني، قرآن

 

اي روح و فروغ زندگاني، قرآن



خواندم ز تو اين بهار را از توحيد

 

اي هر چه كران ز بيكراني، قرآن



                      مهديه بصيري




کرامت انسان در قرآن با نگاهی به شعر امام خمینی(ره)

کرامت در لغت به معنای شرافت، اصالت، سخاوت، بزرگواری، بزرگ منشی، آبرو، حیثیت و ضد پستی آمده است.

 

کرامت، دور شدن از هر پستی و فرومایه گی و نائل شدن به شرافت و بزرگواری تعریف شده است که به دارنده این صفت، کریم می گویند، کریم غیر از کبیر و عظیم است، کریم، به معنای بخشنده بدون چشم داشت است.(1)

در زبان فارسی، معادل کلمه کریم، کلمه خاصی نداریم، لذا در جمله ای کریم را به دارنده روح بزرگواری و منزّه از هر پستی آورده اند.

کریم در مقابل دَنی و کرامت در مقابل دنائت و لئامت است، هم چنان که جُود در مقابل بُخل قرار گرفته است، کرامت تنها دوری از پلیدی و پستی نیست، بلکه وصف کمالی است که باید آن کمالات را بدست آورد، کرامت با این معنا یک نحوه وجود و هستی است که کامل ترین مصداق آن، خداوند است، بلکه خداوند عالی ترین درجه کرامت وجودی و عین هستی کرامت می باشد.(2) «اقرء و ربّک الأکرم»(3) بخوان پروردگارت را که کریم ترین کریمان است،«تبارک اسم ربّک ذی الجلال و الاکرام»(4) مبارک باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت.

حق غنی است، برو پیش غنی نزد مخلوق، گدایی بس کن(5)
ادامه نوشته

درس قرآن

                                                درس قرآن

هان ای بشر بیاموز درس از کتاب قرآن            دست از ره توسل زن بر طناب قرآن

در آتش دوئیت سوز و گداز تا کی                    بـهر دوام وحــدت کن انتخاب قرآن

با تیغ علم و فرهنگ قوم عرب ندیدی                 فتح جهان نمودند از فتح باب قرآن

جنگ نژاد و مذهب رخت از جهان نبندد            تا عالــــمی نـگـردند دانش مآب قرآن

زاصلاح اوس و خزرج این نکته گشت معلوم       فرمــــان صلح  بارد از انقلاب قرآن 

تخریب کاخ خود کرد از تیشه ی بطالت                هر کو کمر ببندد بهر خراب قرآن

بلخی ز روز خلقت تا بعد حشر هردم              از حق درود بادا بر شیخ و شاب قرآن

( علامه شهید سید اسماعیل بلخی  ره )

نام سوره های قرآن

خداوندا به قران مجیدت  به بسم الله الرحمن الرحیمت
به الفاظ همه اعجاز قرآن بحق جمله مکی مدنیت
به اسرافیل میکا ل جبریل بحق ملک هم حور عینت
به آنچه بر همه وحی کردی بحق مرتضی نبا عظیمت
به ابراهیم   یوسف ، یونس هود بحق انبیاء احزاب دینت
به حمد وبقره هم آل عمران بحق فلق وتوبه وطینت
  به انشقاق مریم رعد  طاها بحق مرسلات  مرسلیت
به زحرف غاشیه اعراف اعلا بحق فصلت نجم سیرت
به حجر حجرات روم سجده بحق قاف اسراء عجیبت
به کوثر کافرون ملک تحریم بحق نصر فتح مبینت
 به انفطار مسد جن انسان بحق جمله قصص صدیقت
به غافر نساء حج احقاف بحق مومنون مومنینت
به بینه بلد دخان ماعون بحق فاطر فجر جمیلت
به صافاتزمر یاسین جمعه بحق قدر تنزیل حدیثت
به عادیات  سبا ناس انفال بحق صاد انعام کثیرت
به فرقان مدثر هم مزمل بحق نوح پیروز سفینت
به قیامه عبس منافقونند به حق عصر زلزال مهیبت
 به الشمس قمر والیل  اخلاص بحق طور موسی کلیمت
به زاریات تکویر تکاثر بحق   پند لقمان حکمیت
به طارق طلاق ممتحنه بحق کهف اصحاب رقیمت
 به نازعات بروج معارج بحق خلقا   قریش فیلت
به مطفیفین آن کم فروشان بحق جاثیه وحام میمت
 به مجادله تغابن شرح شورا بحق  والضحی وقت شریفت
 به واقعه هر آنچه وعده دادی بحق قارعه یوم الوعدت

به الرحمن نگرداندرصف حشر به حق قلم لوح کریمت
به نور مایده سی جزئ قرآن بحق شعراء بخشا حقیرت 

قرآن

 

آن کــتاب زنــده قــرآن حکیـم
حکمت اولایزال است و قدیم

نســخــه اســرار تکوین حیات
بـی ثبات از قوتش گیرد ثبات

حرف او را عیب نـی تبدیل نی
آیــه اش شــرمنـده تاویل نی

نــــوع انــسان را پــیام آفـرین
حــامــل او رحمـت للــعالمین

ظاهر و باطن قرآن

ظاهر و باطن قرآن


حرف قرآن را مدان كه ظاهر است
زير ظاهر باطني بس باهر است
زير آن باطن، يكي بطن دگر
خيره گردد اندر او فكر و نظر
زير آن باطن يكي بطن سوم
كاندر او گردد خِردها جمله گُم
همچنين تا هفت بطن اي بوالكرم
ميشمر تو زين حديث معتصم
نور قرآن اي پسر ظاهر مبين
ديو، آدم را نبيند غير طين
ظاهر قرآن چو شخص آدمي است
كه نقوشش ظاهر و جانش خفي است

مولوي

عناوین 114 سوره قرآن كریم

عناوین 114 سوره قرآن كریم


بــــا ســــوره فــــاتحه بپــادار نــــمـاز
بعــــد از بقــره به آل عمــران پــرداز
از مــائده و تــوبه و انــعــــام و نــسـاء
ز اعراف و ز انفــال بجو حكمت و راز
بــا يــونس و هــود و يوسف و ابراهيم
رعد آمد و حجر و نحلو كهف و تحريم
طــه، شعــرا، نـمــل و نــــور و فــرقان
شد، غافــر و عنكبوت و روم و لقمان
باص و قصص و سجده و احزاب و سبا
ياسيــن و دخان و فصلـت و الرحمـن
بــا زخــرف و احقــاف و زمر و الصافات
شــوري وق و ذار يــــات و حجــــرات
بــر واقعــه و مــجادله، حشــر و حـديد
بر چجاثيه و الفتح و محمــد صـــلوات
نــجم و قــمر و مــنافقون و صف و طور
از ممتحنه به مــــرسلات آمـــــده نور
بــــا جــمعه تغابــن و طلاق آيــد و نـوح
الحــــاقه با ملك و قـلم كرده ظـــهور
انســـان و قيــامــه انفــطار و تــكــويــر
زلــزال و معــارج و نبــا گشتــه نذيــر
جــن اســت و مــزمل و مــدثر و الفــجر
القــدر و بــروج نــازعات است بشـــر
ليــل و بــلد اســت و انشــقاق و اعمي
فيل و علق است و انشـــراح و اعلي
بابيــنه و غــاشيه و الطـارق و شمــس
التين و تكاثراست و ماعـــون و ضحي
با كوثر و اخلاص و فلق حمــد و سپاس
بــر قــارعه و مطفـــفيــن دار حـواس
با عصــر و قــريش و عــاديات و هــمـزه
نصر آمد و كافرون و تبســـت و الناس
هــر روز و شــب از پيــام قــرآن مــجيـد
بر امت مصطفي است ايمـــان و اميد
امــيد كه اســلام قــوي بــاشـد و شــاد
پايان شبه سيه رســد صبـــح سپــيد

قرائت و فهم

قرائت و فهم


قرآن تو اي مقري مگر خود را نگويي كاهل قرآنم
كه از گوهر نيي آگه كه مرد صوت و الحاني
برهنه تا نشد قرآن ز پرده حرف پيش تو
ترا گر جان بود عمري نگويم كاهل قرآني
به اخماس و به اعشار و به ادغام و امالت كن
ترا رهبر بود قُران به سوي سر يزداني
رسن دادن زقرآن تا زچاه تن برون آيي
كه فرمودت رسن بازي ز راه ديوِ نفساني
يكي خواني است پر نعمت قُران بهر غذاي جان
و ليكن چون تو بيماري نيابي طعم مهماني

سنائي

شكایت قرآن به خداوند

  شكایت قرآن به خداوند


در قيامت از شما قرآن شكايت مي‌كند
حق مجازات شما را در قيامت مي‌كند
آخر اين قرآن همه وحي خداي اكبر است
آخر اين آيات روشن معجز پيغمبر است
اين كلام الله امانت از رسول اطهر است
هيچ كافر با امانت اين خيانت مي‌كند
در قيامت از شما قرآن شكايت مي‌كند
حق مجازات شما را در قيامت مي‌كند
روز محشر در ميان انبياء و اوليا
ميكند قرآن شكايت در بساط كبريا
من چه كردم با شما اين قسم خوارم كرده‌ايد
پيش هر لامذهبي بي‌اعتبارم كرده‌ايد
در ميان كوچه پر گرد و غبارم كرده‌ايد
هيچكس با دين و آئين اين شناعت مي‌كند
در قيامت از شما قرآن شكايت مي‌كند
حق مجازات شما را در قيامت مي‌كند
اي جماعت جامع احكام رباني منم
در جهان بالاترين برهان رباني منم
دفتر توحيد و دستور مسلماني منم
خلق را جز من بسوي حق كه دعوت مي‌كند


در پرتو قرآن

 

در پرتو قرآن


بيا در پرتو انوار قرآن
بيا تا بنگري آثار قرآن
رسي بر آن نشاط جاوداني
لتجري تحتها الانهار قرآن
بيا تا مي‌تواني بهره بردار
زبحر حكمت ذخّار قرآن
بقرآن عرضه كن خود را و بشناس
بگوشت چون رسد گفتار قرآن
ز كردار بد خود اي برادر
چرا چندين كني آزار قرآن
خدا ناخواسته با اين رويّه
مگر هستي پي پيكار قرآن
بقول و فعل زشت خود نداني
كه هر دم كرده‌اي انكار قرآن
سزد هنگام غربت بهر ياري
شود جانهاي ما ايثار قرآن
بـقرآن (شاعرا) ايمان بياور
كه گمراهند بس كفّار قرآن

شعر در مورد قرآن

نسیم کوی جـــانــــــــــان است قرآن                   شمیم عطر رحمان است قرآن

بود روشنـــــــگر راه ســـــــــــــــعادت                  چو خورشید فروزان است قرآن

به گلزارش ، خـــــزان راهــــی نـــدارد                  بهاران در بهاران است قرآن

صفای بوســـتـان آســــــــــمانـی است                شکوه باغ رضوان است قرآن

رهـــــــــاند آدمــــــی را ،از جهـــــــــالت               فروغ علم و ایمان است قرآن

طـــــــراوت بخــــش روح مؤمنیــن است                به جسم عارفان ، جان است قرآن

به صدق و راستـــــی همتـــــــــــا ندارد                رفیق نیک پیمان است قرآن

نهان در سیــــــنه او ، سٌر عشـق است               کلید گنج عرفان است قرآن

بود معــــجز ، رســـول هاشــــــــــمی را                که در شأنش ثناخوان است قرآن

طبـــــیب درد های بـــــــی دوا اوســـــت               به جان خسته درمان است قرآن

تسـلی بخش دلــــــهای غمین است                 چراغ شام حرمان است قرآن

خلــــــــل کـــــــی ره برد بر ساحت او ؟                بنائی سخت بنیان است قرآن

در آن سامان که سامان نیست کس را                 پناه هر مسلمان است قرآن

 

منبع دریافت این شعر : در قلمرو قرآن

قرآن

قرآن   

 

منــــم قرآن كتـــــــاب آسمانـــي     كه هستم تا قيامـت جــــاودانـــي
 

خدا را در حقـيـقـــت مـن زبانـــم     دهم داد سخن آن سان كه دانـي
 

بشــر را مي‌دهـم بهر سعــــادت      به عالم خط و مشي زندگــانـــي
 

منـــم آن مـشعــل راه هدايـــــت      هدايت مي‌كنم با خوش زبـــانـــي
 

به دست مـن بُود نسل بشــر را       كليـــــد قفـل اســـــرار نهــــانـــي
 

اساتيــد جهـــــان راه ره نمــودم       كه باشـد كار من پرتــو نشــانـــي
 

بري پـي بر رمـــوز كهـكشـانهـــا       اگر عمقــي رمــــوزم را بخـوانـــي
 

صحف از متـن من گرديد، كـــامل      كه كـل كــاملــــم در كــــاردانـــي
 

نهـم تــــورات را طُهـــر روايــــــت       كه از او مي‌كنـم من پاسبــانـــي
 

زانجيـلـم بُود بـر سينــــه حـــائل      ز مريـم هم مــــدال قهرمــــانـــي
 

بخـوان قرآن اگر خواهي بري پي       به اجـــرام و كـــرات آسمــــانـــي
 

كليــــد گـنجهـــــاي بـي‌كـران را        منــم در اختيــــــارات رايگـــانـــي
 

مرا از خط و مشـي عتـــرت آموز       كه از دانــــائـــي آنـــــان بـدانـــي
 

جدائي من و عترت محـال است       كه بي‌عترت در اين محبس بماني

  

 ژوليده نيشابوري

 

 

عظمت قرآن

عظمت قرآن

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: فضل القرآن على سائر الكلام كفضل الله على خلقه

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: برترى قرآن بر ساير سخنان مانند برترى خداوند است بربندگانش

نگاه كردن به كلمات قرآن

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: النظر فى المصحف من غير قراءة عبادة

رسول خدا صلي الله عليه و آله قرمود: نگاه كردن به صفحات قرآن (حتى بدون خواندن آن) عبادت است


بحارالانوار ج 99,ص 65

باده ی عشق

من خراباتیم از من سخن یار مخواه

 

گنگم از گنگِ پریشان شده گفتار مخواه

من که با کوری و مهجوری خود سرگرمم

از چنین کور تو بینایی و دیدار مخواه

چشم بیمار تو بیمار نموده است مرا

غیر هذْیان سخنی از من بیمار مخواه

با قلندر منشین گر که نشستی هرگز

"حکمت و فلسفه و آیه و اخبار مخواه"

مستم از بادؤ عشق تو و از مستِ چنین

پندِ مردان جهان دیده و هشیار مخواه

قرآن بخوان

قرآن بخوان

 با تو گر خواهــی سخــن گوید خـدا، قــرآن بــخــوان
تــــا شـــود روح تـو با حق آشنا، قرآن بخوان
(رتــــل القــرآن تــــرتــیــلا) نــــدای رحــمـت اســت
می دهد قرآن به جان و دل صفا، قرآن بخوان
ای بــشیــــر، یـــاد خــــدا، آرامــش دل مــی دهــــد
دردمــنــــدان را بــود قــرآن دوا، قــرآن بخوان
گفت پیغمبر كه بی دین است، هر كس بی حیاست
تــــا شـــود روح تــو پابــند حیــا، قـرآن بخوان
دامــهــا گستــرده شــیطــان، در مــسیــر عمــر تــو
تــــا كه ایمن باشی از این دامها، قرآن بخوان
ای كــــه روحــت سخــت پـــایــبــنــد دنــیــــا شــده
می كــند قــرآن تــو را از غم رها، قرآن بخوان
عـــتــرت احــمــــد ز قــرآنــش نــمــی گــردد جــــدا
تــــا بیــابی معنــی ایــن نكته را، قرآن بخوان
هــســت قــرآن صــامت و قــرآن نـاطق عترت است
تــــا ندانــی این دو را از هم جدا، قرآن بخوان
نــسخــه قــرآن بــه دستــــورالــعــمــل دارد نــیــــاز
تــــا كــه بشناسی طبیبت را دلا، قرآن بخوان
وادی طــور اســت ایــن قــرآن و مــیــعــاد حــضـــور
با تو گر خواهی سخن گوید خدا، قـرآن بخوان
می برد خسران ز قرآن، هر كه دشمن با علی است
مــومنیینش را بــود قــرآن شفــا، قرآن بخوان
بــــا زبــــان حــال، زیــنــب گفــت بــا رأس حــسیـن
خصم خـواند خارجی ما را اخی، قــرآن بخوان
چــــون بــــود قــرآن (حســان) بــرنامــه عمــر بشــر
تــــا كــه تــــوفیق یــــابی بیــــا، قـرآن بخوان   

گلستان محمّد (ص )

گلستان محمّد (ص )

منم قرآن ، منم قرآن منم پیغام جاویدان
منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه ی انسان
سرود عشق و امیدم ، فروغ پاک توحیدم
زدودم تیر گیها را به هر قلبی که تابیدم
بیا یکدم تماشا کن گلستان محمد را
نگر در آیه های من جمال آل احمد را
منم قرآن ، منم قرآن منم پیغام جاویدان
منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه ی انسان
سرود عشق و امیدم ، فروغ پاک توحیدم
زدودم تیرگیها را به هر قلبی که تابیدم
منم قرآن ، بها ر خرم گلهای تابنده
منم سر چشمه ی فیاض و بی پایان فزاینده
منم قرآن ، منم قرآن منم پیغام جاویدان
منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه انسان
بیا یکدم تماشا کن گلستان محمد را
نگر در آیه های من جمال آل احمد را
منم قرآن کتاب عشق و عقل و دانش و تقوا
به حکم آیت عدلم ستمگر را کنم رسوا
منم قرآن ، منم قرآن ، منم پیغام جاویدان
منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه انسان

سخنی گهر باراز امام خامنه ای(روحی فداه)

امام خامنه اي (روحي فداه) مي فرمايند:

« قرآن، كتاب معرفت است. ما در زمينه زندگي، در زمينه آينده، در زمينه تكليف كنوني، در زمينه هدف از بودن و در بسياري از زمينه هاي ديگر، خيلي از مسائل را نمي دانيم. بشر مشحون به جهالتهاست و قرآن براي انسان معرفت مي آورد. »

تفسیر امام زمان(عج) از کهیعص

از امام زمان(عج ) سوال شد که «کـهـیـعـص‏» در قرآن (سوره مریم) به چه معنی است؟
حضرت پس از ذکر کردن داستان حضرت زکریا(ع)، وحی جبرئیل و آموختن اسامی پنج تن آل عبا (اسماء خمسه طیبه) به زکریا ، فرمودند :
« این یکی از رازهای خدا در قرآن است که در آن
"کاف"کربلا
"هاء" هلاکت حسین بن علی و یارانش
"یاء" یزید که بر حسین(ع) ظلم کرد
"عین" عطش و تشنگی آن امام و یارانش
"صاد" نشانه صبر امام حسین ، زینب و یارانش است
. »
(تفسیرالبرهان ، علامه سید هاشم بحرانی ، ذیل آیه) ، (کمال الدین ، شیخ صدوقص461)

می دانید حضرت زکریا به دلیل عشقی که به امام حسین(ع) پیدا کرد از خداوند خواست تا پسری همانند امام حسین(ع) به ایشان عطا فرماید که مانند امام حسین(ع) شهید شود و زکریا این مصیبت را درک کند.
و خداوند نیز حضرت یحیی(ع) را به زکریا بخشید.
در قرآن آمده است که یحیی(ع) نیز همانند امام حسین(ع) توسط شقی ترین افراد سر مبارکش بریده شد و شباهت های بسیاری دیگر به امام حسین(ع).
(بعداز شهادت سر مبارک هر دو تکلم نمود ، صورت هر دو می درخشید ، قاتل هر دو زنا زاده بود ، اسم هر دو را خدا انتخاب نمود و ...)

(بر گرفته از کتاب خصائص الحسینیه ، مرحوم شیخ جعفر شوشتری)

و همچنین خداوند در آیه 107 سوره مبارکه صافات می فرمایند :« وَ فـَـدَیــناهُ بـِـذِبــح عَـظـیـم»

در تفسیر این آیه مبارکه نیز امام رضا(ع) می فرمایند در زمانی که برای حضرت ابراهیم(ع) گوسفندی فرستاده شد تا بجای پسرش اسماعیل(ع) ذبح نماید در این حین خداوند داستان امام حسین(ع) و کربلا را برای حضرت ابراهیم بیان کرد و فرمود عده ای که خود را از امت محمد(ص) می شمارند ، از روی کینه و دشمنی امام حسین(ع) را ذبح خواهند کرد همانگونه که گوسفند ذبح می شود و حضرت ابراهیم بسیار گریه کرد .
(بحارالأنوار، علامه مجلسی ،ج۱۲ ص۱۲۴ وج۴۴ ص۲۲۵)

بله ، این است ذبیح اعظم خداوند ...