سر آغاز گفتار نام خداست
که رحمتگر و مهربان خلق راست
قسم باد بر آسمان وسیع که دارد چنین برج های رفیع
قسم باد بر عرصه رستخیز به مشهود و شاهد قسم باد نیز
کنون مرگ بادا ز پروردگار بر اصحاب اخدود نا راستکار
همان قوم بدکار زشتی پسند که آتش به جان خلایق زدند
چو گودال آ تش بر افروختند نشستند و دیده بر آن دوختند
نظر کرده از گوشه و از کنار بر آن مومنان فکنده به نار
نبودند بدکار و بیرون ز راه کجا داشتندی جز ایمان گناه؟
جز ایمان به پروردگار عزیز که حقا ستوده صفاتست نیز
خدائی که خاک زمین و آسمان همه هست از آن او بی گمان
گواهست بر هر چه دارد وجود بود شاهد آنچه خود هست و بود
کسانی که در فتنه خویشتن همه مومنان را چه مرد و چه زن
فکندند در بطن سوزنده نار نکردند توبه از آن زشت کار
مهیاست بر مردم این طریق عذاب جهنم بلای حریق
ولی مومنان به پروردگار که صالح بگشتند و پرهیزگار
بر آنها مهیاست باغ جنان که جویست زیر درختان آن
همانا که یزدان والا مقام بسی سخت گیر است در انتقام
خدا باب خلقت بفرموده باز به محشر کشانده دگر باره باز
غفور و ودودست یکتا خدا بود صاحب عرش آن کبریا
کند عزم هر کار پروردگار تحقق پذیرد همان لحظه کار
شنیدی تو آیا حدیث جنود حکایت ز فرعون و قوم ثمود
بلی کافران به یکتا اله دروغین بخواندند آیین و راه
محیط است بر کارشان کردگار بود آگه از فکر و ا حوال و کار
بلی هست قرآن کتابی مجید کتابی که از سوی یزدان رسید
که در لوح محفوظ آن ذوالجلال شده ثبت با این شکوه و کمال
ترجمه شعری:امید مجد