(در سوره بينه آيات 6و7 آمده است: بي ترديد کساني که به اسلام کفر ورزيدند از اهل کتاب و مشرکان در آتش جهنم جاودانه خواهند بود. آنها بدترين مخلوقاتند و آنان که ايمان آورده و عمل هاي شايسته انجام داده اند بهترين مخلوقات هستند.)
در اين آيات از کفار و مشرکين « بدترين مخلوق» و مومناني که اهل عمل صالح هستند. «بهترين مخلوق» تعبيرشده است. علت را با بررسي برخي از مفاهيم قرآن مي يابيم: در سوره
الشمس در آيات نخستين بعد از يازده سوگند مي فرمايد: (قد افلح من زکاها* و قد خاب من دساها* ...)
سوگند به خورشيد و پرتو روشن آن(1) و به ماه، هنگامي که به دنبال خورشيد درآيد (2) و به روز، آن هنگام که آن را (زمين را) خوب روشن گرداند (3) و به شب، آن هنگام که آن را (زمين را) خوب روشن گرداند (3) و به شب، آن هنگام که آن را فرا گيرد(4) و به آسمان و آن که آن را برافراشت (بناکرد) (5) و به زمين و آن که آن را گسترانيد (6) و به جان و آن که آن را آراسته و سامان داده است (7) آن گاه بدي ها و خوبي هايش را به آن الهام نموده است(8) و به همه ي اين ها سوگند که هرکس جان را پاک کرد، قطعاً رستگار شد(9) و آن که جان را پليد و آلوده کرد بي گمان زيان ديد (10) (سوره شمس، آيات 1تا10)
فلاح و رستگاري، هدايت و سعادت جاودانه در پرتو تزکيه و پاک نمودن نفس حاصل مي شود اما زيانباري و سوء عاقبت، نتيجه ي آلوده کردن نفس خواهد بود.
پس ملاک در سعادت، نفس و تزکيه نفس و ملاک در شقاوت، آلوده ساختن نفس معرفي شده است و از اين جهت در آيات فراوان ديده مي شود که خداوند متعال آدميان را بر مراقبت از نفس هشدار داده است.
( يا ايها الذين آمنوا عليکم انفسکم لا يضرکم من ضل اذا اهتديتم ...)
هان اي کساني که ايمان آورده ايد! بر شما باد که خود را مراقبت کنيد هرگاه شما هدايت يافته باشيد کساني که گمراه شده اند به شما زياني نمي رسانند. بازگشت همه ي شما به سوي خداست، پس شما را به آنچه عمل مي کرديد آگاه خواهد ساخت (مائده 105/5)
اين آيات را در کنار آيات 15و16 سوره مائده قرار مي دهيم و با هم آنها را با دقت مي خوانيم:
( يا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا يبين لکم کثيراً مما کنتم تخفون من الکتاب...)
اي اهل کتاب! همانا فرستاده ي ما به سوي شما آمد، او بسياري از چيزهايي را که از کتاب آسماني پنهان مي کرديد براي شما بيان مي کند و از بسياري در مي گذرد، به راستي از طرف خداوند براي شما نوري و کتابي آشکار آمده است (15)
خداوند با آن کتاب کساني را که خشنودي او را دنبال مي کنند به راه هاي سلامت هدايت مي کند و آنان را به اذن خود از تاريکي ها به سوي روشني بيرون مي برد و به راهي راست هدايتشان مي کند(16)
هدايت و راه يابي به راه هاي امن (ايمن) خروج از پليدي ها و تاريکي هاي جهل و نفاق و گناه و راه يافتن به روشنايي مطلق و هدايت به راه مستقيم، تماماً در سايه ي آگاهي بر معارف حقه و پيروي از آنها است.
يعني علم به حقايق و معارف الهي و عمل به وظايف و اجتناب از محارم و معاصي، سعادت انسان را تأمين مي کند و او را «خير البريه» معرفي مي نمايد.
براي توضيح بيشتر، بايد توجه داشت که آگاهي بر حقايق اعتقادي را «علم» مي ناميم و عمل به اخلاق حسنه و تداوم وظايف را، «تربيت» نام مي گذاريم.
يعني آنگاه که علم آمد، نوبت عمل مي رسد. نفس که شناخته شد، وظايف اخلاقي و عملي آن شناخته مي شود و عمل به آنها واجب مي گردد.
براي توجه بيشتر به اين مقدمه، آيات سوره ي رعد را با هم مرور مي کنيم.(از آيه ي 19 تا 22)
(افمن يعلم انما انزل اليک من ربک الحق کمن هو اعمي انما يتذکر اولوا * الذين يوفنون بعهدالله....)
آيا آن کس که مي داند آن چه از سوي
پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده، سراسر حق و درست است؛ چون کسي است که نابيناست و نمي داند؟ تنها خردمندان متذکر مي شوند و پند مي گيرند.
پس علم در درجه ي اول معارف قرار دارد و درجه دوم، عمل به مسائل اخلاقي و انجام تکاليف الهي، يعني اتيان واجبات و ترک محرمات است که از آن هم خردمندان آگاهند.
خردمند در مقام عمل کيست؟
آنکه :
(1) آنانکه به پيمان خدا پايبندند و به آن وفا مي کنند و پيمان شکني ندارند (20)
(2) و هم آنانکه آن چه را خداوند دستور فرموده که پيوند داده شود، پيوند مي دهند.
(3) و از پروردگارشان مي ترسند
(4) و از بدي و سختي حساب آخرت هراس دارند.
(5) و هم آنانکه براي بدست آوردن رضاي پروردگارشان، صبر و تحمل مي کنند.
(6) و نماز را برپا داشتند (و اقاموا الصلوه)
(7) و از آن چه به آنان روزي داده ايم، پنهان و آشکارا به ديگران انفاق کردند.
(8) و با کارهاي نيک، بدي ها را دور مي کنند. فرجام نيکوي آن خانه پاياني (و آرامش ابدي) براي آنان است. (و يدرء ون بالحسنه السيئه...)